ساریناسارینا، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

سارینا فرشته آسمونی مامان و بابا

سفر به همدان

  اینجا تپه میشان در همدان ه خیلی جای قشنگی بود، برای رفتن به اینجا باید سوار تله کابین بشی تا به این دشت برسی. ماهم سوار تله کابین شدیم . هم مامان سارینا و هم بابای سارینا و هم خود سارینا اولین بار بود که سوار  تله کابین می شدیم خیلی هیجان انگیز بود اما مناظرش زیبا بود . اینم سارینا خانم  میان گلها است البته سارینا از همه این گلها قشتنگتره ...
31 خرداد 1393

اولین شیطونی

از وقتی که من رفتم سرکار شما هم می ری پیش مامان مهناز  البته دو روز در هفته هم می ری پیش عمه نسرین و عمه نسترن. دیروز که رفتم خونه مامان مهناز گفت ساناز خانم دخترت امروز "چها ر دست و پا رفته سر ضبط صوت تازه مجسمه رو هم زده انداخته " الهی مامان فدات بشه دیگه قشنگ یاد گرفتی چهار دسته و پا راه بری دیگه داری شیطون میشی عزیز م ...
28 خرداد 1393

مرواریدهای سارینا

سلام سلام صد تا سلام                                         من اومدم با دندونام میخوام نشونتون بدم                                          صاحب مروارید شدم یواش یواش و بی صدا          &nb...
27 خرداد 1393

آبشار بیشه

 مرخصی زایمان من داشت تمام میشد که عمه فریبا(عمه سارینا) زنگ زد و گفت بریم خرم آباد و بروجرد تا مرخصی داری بعد هم با روحیه بهتر برگرد سرکار. ماهم همراه عمه فرحناز و مامان سادات و آقاجون و عمه فریبا رفتیم .اینجا هم آبشار بیشه خرم آباد ه خیلی قشنگ بود ...
27 خرداد 1393

انتظار تمام شد

ساعت 8:17 صبح روز 12/09/1392 در بیمارستان ایرانشهر تهران بالاخره بعد از 9 ماه انتظار،دختر قند و عسلم سارینا به دنیا آمد. من بیهوش نبودم  صدای گریه اش را شنیدم  خانم دکتر با خوشحالی گفت سلام خانم خوش اومدی دخترم رو پیچیدن توی یه پارچه سبز و خانم پرستار از اون طرف پرده آورد و صورت به صورت من گذاشت . صورتش داغ داغ بود . خیلی خیلی لحظه با شکوهی بود. مامان قربونت بره چقدر خوشگلی تو عزیزم! خدارو شکر که سلامتی ...
27 خرداد 1393